برای مشاهده کامل فرصت های سرمایه گذاری باید عضو شبکه سرمایه گذاران دیـجیــتایـز مارکت باشید.
hashtag
عمومی
خوانش آقای دهقانی از اقتصاد ایران؛ مدیریت ریسک در عصر تورم(در دی پوینت 2)
مدت مطالعه:
4 دقیقه
تاریخ انتشار:
1404/10/11
نظرات:
0

تحلیل آقای مهدی دهقانی، مدیر تأمین مالی(تأمین سرمایه بانک ملت) از فضای اقتصادی کشور

در دومین نشست از سلسله‌نشست‌های دی‌پوینت ویژه اعضای شبکه سرمایه‌گذاران دیجیتایز، آقای دهقانی، مدیر تأمین مالی(تأمین سرمایه بانک ملت)، به ارائه دیدگاه‌های مهمی درباره فضای اقتصادی کشور پرداختند که در ادامه، خلاصه‌ای از این وبینار را می‌خوانید.

در این وبینار، آقای دهقانی تلاش کرد تصویر غالبی که این روزها از اقتصاد کشور در ذهن جامعه شکل گرفته را از حالت هیجانی خارج کند و آن را به یک تحلیل واقع‌گرایانه تبدیل کند. به‌گفته او، مشکل اصلی اقتصاد نه یک بحران مقطعی، بلکه گرفتار شدن در چرخه‌ای از تصمیمات کوتاه‌مدت و نبود چشم‌انداز مشخص است؛ چرخه‌ای که باعث شده فعالان اقتصادی دائماً در وضعیت انتظار و بلاتکلیفی بمانند.

او تأکید کرد که تورم بالا دیگر یک «اتفاق» یا «شوک» نیست، بلکه به یک ویژگی مزمن اقتصاد تبدیل شده است. از نگاه آقای دهقانی ، وقتی تورم مزمن می‌شود، رفتار مردم، کسب‌وکارها و حتی دولت تغییر می‌کند. تصمیم‌ها کوتاه‌مدت می‌شوند، سرمایه‌گذاری مولد کاهش پیدا می‌کند و همه به‌دنبال حفظ ارزش دارایی به هر شکل ممکن هستند، حتی اگر آن انتخاب از نظر اقتصادی بهینه نباشد

در بخش دیگری از وبینار، آقای دهقانی به نقش دولت و سیاست‌گذار پرداخت و نگاه انتقادی خود را به مداخلات دستوری بیان کرد. به‌اعتقاد او، دولت به‌جای ایجاد ثبات و پیش‌بینی‌پذیری، بیشتر درگیر مدیریت روزمره بحران‌هاست. این رویکرد باعث شده فضای کسب‌وکار نه‌تنها امن‌تر نشود، بلکه پرریسک‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر هم بشود. او صراحتاً گفت که بزرگ‌ترین آسیب سیاست‌های فعلی، از بین رفتن امکان برنامه‌ریزی است.

آقای دهقانی همچنین به این نکته اشاره کرد که در چنین شرایطی، بخش خصوصی عملاً در حالت تدافعی قرار گرفته است. بسیاری از کسب‌وکارها دیگر به فکر رشد نیستند، بلکه هدف اصلی‌شان «زنده ماندن» است. از نظر او، این تغییر ذهنیت بسیار خطرناک است، چون وقتی اقتصاد به این مرحله می‌رسد، نوآوری و سرمایه‌گذاری بلندمدت به حاشیه رانده می‌شود.

در ادامه وبینار، آقای دهقانی وارد تحلیل ریشه‌های تورم شد و توضیح داد که برای فهم درست شرایط فعلی، باید به نسبت رشد نقدینگی و رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده نگاه کرد. او با اشاره به داده‌های تاریخی گفت در دهه ۷۰ و حتی اوایل دهه ۸۰، این نسبت تا حد زیادی ثابت بود و همین ثبات، بازتاب یک دوره نسبی از تعادل اقتصادی بود. اما از زمانی که سیاست‌های کلان دولت تغییر کرد، این نسبت به‌هم خورد و تورم‌های پی‌درپی و سنگین شکل گرفت. به‌گفته او، هر زمان این نسبت افزایش پیدا می‌کند، اقتصاد در آستانه یک موج تورمی تازه قرار می‌گیرد و هر زمان کاهش می‌یابد، به این معنا نیست که سیاست‌ پولی موفق شده، بلکه صرفاً اقتصاد در حال تسویه بدهی تورم‌های گذشته با خود است.

او در بخش بعدی، به مسئلۀ کسری بودجه دولت و شیوه‌های تأمین مالی آن پرداخت و توضیح داد که طی سال‌های اخیر، دولت به‌طور فزاینده‌ای از بازار سرمایه و انتشار اوراق برای جبران کسری بودجه استفاده کرده است. آقای دهقانی تأکید کرد که این روند، اگرچه در کوتاه‌مدت فشار دولت را کاهش می‌دهد، اما اثر مستقیم آن افزایش نرخ‌های تأمین مالی و بالا رفتن نرخ بهره بدون ریسک در اقتصاد است. به‌گفته او، بالا رفتن نرخ سود اوراق به سطوح نزدیک ۴۰ درصد، پیام روشنی دارد: هزینه پول در اقتصاد به‌شدت افزایش یافته و این موضوع هم برای کسب‌وکارها و هم برای سرمایه‌گذاران پیامدهای جدی دارد، به‌ویژه در اقتصادی که نرخ بهره واقعی همچنان منفی است.

در ادامه، آقای دهقانی به شکاف میان دلار نیما و دلار آزاد اشاره کرد و آن را یکی از ریشه‌های ساختاری بی‌ثباتی در اقتصاد دانست. او توضیح داد که هر زمان این شکاف بزرگ می‌شود، عملاً رانت گسترده‌ای در اقتصاد توزیع می‌شود و انگیزه‌های تولید و سرمایه‌گذاری سالم تضعیف می‌گردد. به‌اعتقاد او، تلاش‌های مکرر دولت برای کاهش این فاصله، بدون حل مسائل بنیادین، معمولاً به‌صورت موقتی عمل می‌کند و در نهایت بازار مسیر خود را پیدا می‌کند. او هشدار داد که اگر سیاست‌گذار نتواند نرخ‌ها را به‌صورت پایدار و قابل دفاع همگرا کند، این شکاف به اشکال جدیدی بازتولید خواهد شد.

سپس، فضای بازار سرمایه محور تحلیل او قرار گرفت. آقای دهقانی با اشاره به ارزش فعلی بازار، توضیح داد که اگرچه از نظر ریالی اعداد بزرگی دیده می‌شود، اما به‌لحاظ دلاری، بازار سرمایه ایران همچنان پایین‌تر از سقف‌های گذشته و حتی پایین‌تر از سال‌های اخیر قرار دارد. به‌گفته او، این مسئله بیش از هر چیز ریشه در از بین رفتن اعتماد عمومی پس از وقایع سال ۱۳۹۹ دارد. با این حال، او معتقد بود که در ماه‌های اخیر، نشانه‌هایی از بازگشت تدریجی نقدینگی به بازار سرمایه دیده می‌شود و اگر تصمیم‌گیری‌ها عقلانی‌تر شود، این بازار می‌تواند دوباره نقش جدی‌تری در اقتصاد ایفا کند.

او شاخص «نسبت ارزش بازار سرمایه به نقدینگی کل کشور» را یکی از مهم‌ترین معیارهای تحلیل دانست و گفت وقتی این نسبت در سال‌های ۹۸ و ۹۹ به بالای دو و نیم برابر رسیده بود، بازار در وضعیت حبابی قرار داشت، اما اکنون که این عدد به زیر یک رسیده، به‌وضوح نشان می‌دهد که بازار سرمایه از منظر کلان، در محدوده‌ای جذاب‌تر نسبت به گذشته قرار دارد. از نگاه او، این به معنای نبود ریسک نیست، بلکه به معنای وجود فرصت در دل یک اقتصاد تورمی است

در بخش سرمایه‌گذاری، آقای دهقانی با اشاره به فرمول گوردون توضیح داد که تصمیم‌گیری مالی همواره باید بر اساس سه عامل هم‌زمان انجام شود: نرخ بهره بدون ریسک، چشم‌انداز رشد و توان سودآوری شرکت‌ها. او تأکید کرد که در شرایطی که نرخ بهره واقعی منفی است، هنوز انگیزه برای سرمایه‌گذاری و تأمین مالی وجود دارد، اما انتخاب ابزار و افق سرمایه‌گذاری اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. به همین دلیل، او سرمایه‌گذاری ترکیبی و متوازن را توصیه کرد.

بر این اساس، او نمونه‌ای از چینش پرتفوی شخصی خود را مطرح کرد: بخشی در دارایی‌های مبتنی بر طلا برای پوشش ریسک تورم، بخشی در ابزارهای غیرمستقیم بازار سرمایه مانند صندوق‌های سهامی و اهرمی، بخشی در سهام به‌صورت مستقیم، و مابقی در صندوق‌های درآمد ثابت. به‌گفته او، هدف چنین ترکیبی نه کسب سودهای هیجانی، بلکه حفظ ارزش دارایی و همراهی نسبی با تورم است.

در بخش پایانی وبینار، آقای دهقانی به چشم‌انداز دلار، طلا و بودجه کشور پرداخت. او توضیح داد که اگر مسیر روابط خارجی و فضای سیاسی تغییری نکند، برآوردهایی مانند پیش‌بینی مرکز پژوهش‌های مجلس درباره افزایش نرخ دلار محتمل است. در چنین فضایی، طلا و نقره همچنان دارایی‌های قابل اتکا برای حفظ ارزش محسوب می‌شوند. در مورد بودجه نیز، او آن را بودجه‌ای انقباضی توصیف کرد که فشار اصلی آن بر مردم و مالیات‌هاست، اما در عین حال تأکید کرد که این بودجه، به‌جز فشار ناشی از انتشار گسترده اوراق، الزاماً برای بازار سرمایه یک تهدید جدی محسوب نمی‌شود.

در جمع‌بندی، آقای دهقانی تأکید کرد که اقتصاد ایران در وضعیتی قرار دارد که سرمایه‌گذاری دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای زنده ماندن در برابر تورم است. از نگاه او، مهم‌ترین مهارت امروز فعالان اقتصادی، نه پیش‌بینی دقیق آینده، بلکه «مدیریت ریسک در فضای عدم‌قطعیت» است؛ فضایی که به‌نظر می‌رسد دست‌کم در میان‌مدت، جزئی جدایی‌ناپذیر از اقتصاد کشور باقی خواهد ماند.

شست دیپوینت بستری است که ارزش واقعی شبکه در آن نمایان می‌شود؛ جایی که تحلیل‌های کارشناسی ارائه‌شده و گفت‌وگوها و پرسش‌وپاسخ‌های شکل‌گرفته در طول نشست، به تضارب آرا منجر می‌شود و در نهایت هر یک از سرمایه‌گذاران شبکه را به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و شخصی‌تر می‌رساند. گزارش نشست‌های پیشین دیپوینت را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مطالعه کنید.

مدیریت ریسک و تنوع‌بخشی پرتفوی در شرایط بی‌ثباتی بازارها

تحلیل اقتصاد کلان ایران و تأثیر آن بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاری

 
به این مقاله امتیاز دهید.
میانگین امتیاز
0
از 5
(از میانگین
0
نظر دهنده)
امتیاز شما با موفقیت ثبت شد.
0 نظر ثبت شده
امتیاز شما با موفقیت ثبت شد.